آن ها سانسور را در سینمای ایران را بی اثر می کنند
▲ Bild: Vahid Alvandifars film Snake Milkers and the Miserable Lady (2025).
نسل تازهای از فیلمسازان سانسور و در نتیجه رژیم را به چالش میکشند. سینما در ایران مدتهاست در وضعیتی پیچیده با حمایت دولتی و محدودیتهای سختگیرانه زیسته است. بابک پرهام، تهیهکننده، در میانهی این تحول قرار دارد.
«سر همهی پسرها کلاهگیس گذاشتیم و وانمود کردیم که دخترها هم همه کلاهگیس دارند.»
«یعنی چون موی طبیعی نیست اشکالی ندارد؟»
«دقیقاً. قبلاً هم بعضیها این کار را کردهاند و جواب داده. و اگر حکومت باز هم اشکال بگیرد وانمود میکنیم متوجه نبودهایم و میگوییم آه ببخشید و از این حرفها.»
مشغول گفتگو دربارهی فیلمبرداری Snake Milkers and the Miserable Lady با بابک پرهام تهیهکنندهی فیلم و خبرنگار سوئدی ـ ایرانی هستیم. این فیلم بلند داستانی است که تم کوییر دارد مخفیانه در ایران ساخته شده و برای اولین بار در ماه ژانویهی ۲۰۲۵ در جشنوارهی فیلم روتردام اکران شد. این فیلم یکی از چندین فیلمی است که بابک پرهام اخیراً بدون مجوز در ایران تهیه کرده و در جشنوارههای بزرگ اروپا به نمایش درآمدهاند. فیلم Snake Milkers and the Miserable Lady برای اولین باردر سال ۲۰۲۶ در روتردام اکران خواهد شد و فیلم 1001 Frames که برای اولین بار در برلیانه اکران شد جایزهی بهترین فیلم جشنوارهی فیلم تسالونیکی را به خود تعلق داد.
او این فیلمها را از راه دور تهیه کرده و نام او مختصرا، فقط بهعنوان تهیهکنندهی اجرایی، ذکر میشود. در دنیای فیلم این عنوان میتواند معنیهای مختلفی، از سرمایهگذاری مالی تا نوعی نقش راهنما داشته باشد. برجسته نکردن نام او یک اقدام امنیتی است. طبق قانونی که اخیراً در ایران وضع شده تولید محتوای رسانهای و فیلم با سرمایهی خارجی ممنوع و مجازات آن تا سقف یک سال زندان است. بابک برای این ساختن این فیلمها پولی از منابع سوئدی نگرفته اما برای کسانی که در ایران با او همکاری میکنند ارتباط با یک تهیهکنندهی سوئدی میتواند مشکوک تلقی شود.
رعایت جانب احتیاط بیدلیل نیست. در اول دسامبر ۲۰۲۵، جعفر پناهی، کارگردان ایرانی، در طی تور جهانی فیلم جدیدش،یک تصادف ساده، در غیاب به زندان محکوم شد. پناهی، پس از آنکه در طی بیش از یک دهه در حصر خانگی به سر برده بود، بهمحض آزادی، فیلمی ساخت که نه تنها بسیاری از بازیگران زن آن بدون حجاب هستند، بلکه دربارهی شکنجه در زندانهای حکومت نیز صحبت میکنند. وقتی این فیلم در ماه مه ۲۰۲۵ نخل طلای کن را برد، دیگر نمیشد آن را نادیده گرفت.
بابک میگوید: «او یکی از شناختهشدهترین کارگردانهای فیلم کشور است و مدام قوانین را زیر پا میگذارد. نادیده گرفتن سانسور البته برای کسانی که در حوزهی فرهنگ فعالیت دارند، و شاید بهویژه فعالان حوزهی فیلم، امروزه دیگر امری عادی شده است، علیرغم آنکه این کار مجازاتهای متفاوتی را در بر دارد.
آنچه گفته شد شاید تصویری از کشوری با صنعت فیلمسازیِ عقبمانده و تحتِ فشار به دست دهد، اما کسی که سینمای ایران را دنبال کرده باشد میداند که موضوع پیچیدهتر است. پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ حمایتهای دولتی و برنامههای توسعهی محلی به تبدیل شدن ایران به یکی از کشورهای مهم فیلمساز کمک کرده است. در عین حال، فیلمها زیر نظرِ نهاد سانسور کشور ـ نهادی که مجوز فیلمبرداری را صادر میکند ـ ملزم به رعایت قوانین سختگیرانه و محافظهکارانه بودهاند. برخی حتی بر این باورند که همین وضعیتِ ضد و نقیض، که در آن حمایت و محدودیتهای شدید همزمان اعمال میشوند، به سینمای ایران رنگوبویی ویژه از لحاظ هنری داده است. بسیاری از مسايلی که نمیتوانند آشکارا گفته شوند ناگزیر از طریق زبانِ نمادین و استعارهها بیان میشوند.
هر کسی که، مثل پناهی، بدون مجوز در ایران فیلمبرداری کند، خطر بازداشت توسط پلیس را، که مرتب هم اتفاق میافتد، به جان میخرد. مصادرهی دوربینها و تجهیزات دیگر یکی از مجازاتهای رایج است و یکی از مؤثرترین روشها برای متوقف ساختن تولید فیلم به شمار میآید. اجارهی گران تجهیزات پس از مصادره نیز باید پرداخت شود، و این بدان معناست که پروژهها حتی وقتی امکان فیلمبرداری ندارند هم از نظر مالی ضربه میخورند.
Bild: Babak Parham, producent och filmskapare.
بابک از ترفندهای گوناگونی نام میبرد که عوامل سینما در ایران، برای ساختن فیلم و تضمین امنیت همه تا حد امکان، به کار گرفته و توسعه دادهاند. او نمیخواهد من بعضی از این ترفندها را بازگویی کنم، چون ممکن است باعث شود دفعهی بعد دیگر کارآمد نباشند. از ترفندهایی که کمتر به چشم میآیند اما مهم هستند، گفتگو دربارهی خطرهای کار و آمادگی است.
بابک با یک تهیهکنندهی محلی، که از سالها پیش با او آشناست، همکاری میکند. او در همهی پروژهها حضور دارد و بخش زیادی از کارهای عملی را مدیریت میکند. نقش خود بابک بیشتر هماهنگکننده است. او عوامل تولید را با هم در ارتباط میگذارد، فیلمنامهها را ارزیابی میکند، روند فیلمبرداری را هدایت میکند و با پخشکنندگان و جشنوارهها در تماس است.
«صبر کن!»
بابک تلفنش را درمیآورد، صفحهی گوشیاش پر از چت با تهیهکنندهی محلی است و فقط گاهی پیامهایی از شمارههای دیگر دیده میشود. او میخندد و میگوید:
«میبینی، با او بیشتر از خانوادهی خودم در ارتباطم.»
چند تن از کارگردانها فیلماولی هستند و اغلب با بازیگران آشنای خود در ارتباط هستند. آنها با اینکه درخواست مجوز برای فیلمبرداری اجباری است اقدام به اینکار نمیکنند. آنها تلاش میکنند فیلمبرداریها را تا حد ممکن در مکانهای دورافتاده انجام دهند.
آنها برای فیلمبرداری Sunshine Express توانستند یک واگن قطار را از جنوب ایران به تهران منتقل کنند و بعد آن را مخفیانه به یک انبار بزرگ در یک منطقهی صنعتی ببرند. در نزدیکی آنجا یک ضبط تلویزیونی در جریان بود و در پوشش آن توانستند بازیگران را بدون جلب توجه دیگران به آنجا ببرند. همهی صحنهها داخل همان واگن فیلمبرداری شد و حتی فیلمنامه هم با این شرایط خاص تطبیق داده شد.
ـ ما هر کاری از دستمان برمیآید انجام میدهیم تا بتوانیم در ایران کار کنیم، با اینکه شرایط واقعاً غیرمنطقی و مسخره است. میشود در یک کافه نشست، مثل من و تو که الان اینجا نشستهایم، اما قوانین متعلق به قرون وسطی هستند و ممکن است آدم را به جرم جادوگری محکوم کنند.
فیلم 1001 Frames بر اساس روایتهای واقعی بازیگران زن در ایران و در پی جنبش میتو ساخته شده است. در این فیلم یک کارگردان مشهور قصد دارد هزار و یک شب را فیلمبرداری کند و برای این کار بیشتر از زنان جوان امتحان بازیگری میگیرد. آسیبپذیری بازیگران خیلی زود آشکار میشود.
«قالب این کار بسیار عملی بود.کل فیلم را میشد در یک استودیو گرفت و برای همین آن دفعه خیلی نگران نداشتن مجوز نبودیم.»
اما فیلمبرداریها همیشه به این آسانی پیش نمیرود. اخیراً بابک ارتباطش را با گروهی از دست داده که در وسط فیلمبرداری یک فیلم با تم الجیبیتیکیو بودند.
«گروههای چت مشترک داشتیم، اما حالا همه از نوشتن دست کشیدهاند. خودم هم جرات نمیکنم به آنها پیام بدهم، چون نمیدانم تلفنها آنها الان دست چه کسی است.»
Bild: Amirali Navaees film Sunshine Express (2025).
حکومت تلاش میکند فیلمهایی را که توقیف نمیشوند کنترل کند و هر جا بتواند خبرچین میکارد. بابک حدس میزند که در آن فیلمبرداری متوقفشده هم همین اتفاق افتاده باشد. مقامها، در عین حال، اغلب برخوردی دوگانه با فیلمهای موفق دارند. وقتی فیلم 1001 Frames بهعنوان بهترین فیلم جشنوارهی تسالونیکی انتخاب شد، رسانههای نزدیک به حکومت مثل Tehran Times این موفقیت را گزارش کردند، بدون اینکه به نداشتن مجوز و یا بیحجابی زنان بازیگر اشاره کنند.
در ایران تحولات مربوط به مجوز با سرعتی بسیار زیاد پیش رفته و به محور اصلی کشمکش بر سر اینکه چه فیلمی میتواند ساخته و نمایش داده شود تبدیل شده است.
«حتی تا شش ماه پیش تقریباً همه به دنبال گرفتن مجوز بودند، حتی برای فیلمهایی که بعداً در خارج از کشور به عنوان غیرقانونی عرضه میشدند. اما حالا خیلیها دیگر این کار را نمیکنند.»
در خارج از کشور انتظارها ممکن است غالباً برعکس باشد. عناصرِ انتقادی از حکومت به حساب نقطهی قوت فیلم گذاشته میشود، در عین حال که همین موضوع ممکن است سازندهی فیلم را مظنون به وفاداری به حکومت کند. اما تشخیص اینکه چه کسی چه جایگاهی دارد، در عمل، معمولاً به این سادگی نیست.
قبلاً بیشتر فیلمسازان ایرانی برای اینکه بتوانند فیلمهایشان را از تلویزیون و سینمای ایران پخش کنند مجبور بودند مصالحه کنند و زیر بار قواعد سانسور بروند. اما حالا تعدادِ تماشاگران سینما در ایران، همانند بخشهای بزرگی از جهان، کاهش یافته. عرضهی سرویسهای استریم نیز بهشدت افزایش پیدا کرده و امکان دسترسی به مخاطب داخلی از طریق پلتفرمهای خارجی و تأمین مالی فیلم از این راه فراهم شده. در پیِ این روند، بسیاری به این نتیجه رسیدهاند که منطقیتر است فیلمها را، بدون محدودیتهایی که گرفتن مجوز به همراه دارد، همانطوری که خودشان از اول میخواستهاند بسازند. این روند به این معناست که موج تازهی فیلمسازیِ غیرقانونی فقط به فیلمهای مستقلِ کوچک محدود نمیشود.
«درست است که خیلیها میخواهند با فیلمهایشان اعتراض کنند و بعضیها فقط میخواهند فیلم بسازند. اما چون حکومت همهی شئونات زندگی را قبضه کرده و میخواهد همهچیز را کنترل کند، ساختن یک فیلم بدون مجوز تقریباً بهطور خودکار به کنشی انتقادی علیه حکومت تبدیل میشود.»
امور مربوط به حجاب اجباری هم به همین شکل دارد از دست حکومت در میرود. یکی از چیزهایی که واکنش خیلیها را پس از دیدن فیلم یک تصادف ساده برانگیخت، آزادانه نشان دادن زنانِ بیحجاب، حتی در صحنههایی بیرون از خانه، بود. در این مورد اما این فیلم اولین و حتی پیگیرترین فیلم نبود. در فیلمهایی که بابک تهیه میکند، و در آثار مستقل مشابه، تعداد زنانی که موهایشان را میپوشانند اندک هستند.
«این یک دادوستد است. خیلی از فیلمسازان جوان فیلمسازی را از پناهی و دیگر فیلمسازان قدیمی، که فیلمهای بسیار خوبی ساختهاند، یاد گرفتهاند. اما قدیمیها نتوانستهاند یا جرأت نکردهاند از اجبارِ حجاب عبور کنند. حالا بزرگترها هم از جوانترها الهام گرفتهاند و جرأت میکنند فیلمهایی با بازیگران زن بیحجاب بسازند.»
جعفر پناهی گفته است که با وجودِ حکم زندانی که در انتظارش است به ایران باز خواهد گشت.
بابک، که اعضای خانوادهاش هم در سوئد و هم در ایران هستند، از پیش از آغاز اعتراضات گسترده در سال ۲۰۲۲، به ایران نرفته است. اما او چند پروژه در دست دارد و قصد دارد آنها را، مثل گذشته، به سرانجام برساند.
«در ایران هیچوقت نمیشود با قطعیت حرفی زد. سرعت تغییرات خیلی بالاست. آنچه که امروز جواب میدهد ممکن است فردا ناگهان مجازات حکم اعدام در برداشته باشد.»
____________________
پس از انجام این مصاحبه، بار دیگر اعتراضهای گستردهای سراسر ایران را فرا گرفت. تظاهرات نخست عمدتاً علیه وضعیت اقتصادی بود، اما بهتدریج هرچه بیشتر متوجه حاکمیت نیز شد.
Lars Lovén • 2026-01-08 Lars Lovén är chefredaktör och ansvarig utgivare för Lyktan.
Vera Stremkovskaya • 2026-05-11
I en rättssal i Belarus frågade advokaten var de fyrtio flaskorna konjak hade tagit vägen. En helt berättigad fråga, som kostade Vera Stremkovskaja hennes bil, pengar och till sist drev henne från landet.
Läs mer →
Hêlan Çiya • 2026-04-26
Modersmålet är inte bara en fristad eller ett hem, utan kan också bli en börda i exil. Fristadsförfattaren Hêlan Çiya skriver om hur språket påverkar hennes liv och skrivande i Sverige.
Läs mer →
Carlos Rojas • 2026-04-15
Ordet ”flerspråkighet” kan verka som en neutral beskrivning, men ofta används det på ett annat sätt. Skolforskaren Carlos Rojas skriver om hur ett kodspråk utvecklats där ordet inte längre handlar om språkkunskaper.
Läs mer →
آن ها سانسور را در سینمای ایران را بی اثر می کنند
▲ Bild: Vahid Alvandifars film Snake Milkers and the Miserable Lady (2025).
نسل تازهای از فیلمسازان سانسور و در نتیجه رژیم را به چالش میکشند. سینما در ایران مدتهاست در وضعیتی پیچیده با حمایت دولتی و محدودیتهای سختگیرانه زیسته است. بابک پرهام، تهیهکننده، در میانهی این تحول قرار دارد.
«سر همهی پسرها کلاهگیس گذاشتیم و وانمود کردیم که دخترها هم همه کلاهگیس دارند.»
«یعنی چون موی طبیعی نیست اشکالی ندارد؟»
«دقیقاً. قبلاً هم بعضیها این کار را کردهاند و جواب داده. و اگر حکومت باز هم اشکال بگیرد وانمود میکنیم متوجه نبودهایم و میگوییم آه ببخشید و از این حرفها.»
مشغول گفتگو دربارهی فیلمبرداری Snake Milkers and the Miserable Lady با بابک پرهام تهیهکنندهی فیلم و خبرنگار سوئدی ـ ایرانی هستیم. این فیلم بلند داستانی است که تم کوییر دارد مخفیانه در ایران ساخته شده و برای اولین بار در ماه ژانویهی ۲۰۲۵ در جشنوارهی فیلم روتردام اکران شد. این فیلم یکی از چندین فیلمی است که بابک پرهام اخیراً بدون مجوز در ایران تهیه کرده و در جشنوارههای بزرگ اروپا به نمایش درآمدهاند. فیلم Snake Milkers and the Miserable Lady برای اولین باردر سال ۲۰۲۶ در روتردام اکران خواهد شد و فیلم 1001 Frames که برای اولین بار در برلیانه اکران شد جایزهی بهترین فیلم جشنوارهی فیلم تسالونیکی را به خود تعلق داد.
او این فیلمها را از راه دور تهیه کرده و نام او مختصرا، فقط بهعنوان تهیهکنندهی اجرایی، ذکر میشود. در دنیای فیلم این عنوان میتواند معنیهای مختلفی، از سرمایهگذاری مالی تا نوعی نقش راهنما داشته باشد. برجسته نکردن نام او یک اقدام امنیتی است. طبق قانونی که اخیراً در ایران وضع شده تولید محتوای رسانهای و فیلم با سرمایهی خارجی ممنوع و مجازات آن تا سقف یک سال زندان است. بابک برای این ساختن این فیلمها پولی از منابع سوئدی نگرفته اما برای کسانی که در ایران با او همکاری میکنند ارتباط با یک تهیهکنندهی سوئدی میتواند مشکوک تلقی شود.
رعایت جانب احتیاط بیدلیل نیست. در اول دسامبر ۲۰۲۵، جعفر پناهی، کارگردان ایرانی، در طی تور جهانی فیلم جدیدش،یک تصادف ساده، در غیاب به زندان محکوم شد. پناهی، پس از آنکه در طی بیش از یک دهه در حصر خانگی به سر برده بود، بهمحض آزادی، فیلمی ساخت که نه تنها بسیاری از بازیگران زن آن بدون حجاب هستند، بلکه دربارهی شکنجه در زندانهای حکومت نیز صحبت میکنند. وقتی این فیلم در ماه مه ۲۰۲۵ نخل طلای کن را برد، دیگر نمیشد آن را نادیده گرفت.
بابک میگوید: «او یکی از شناختهشدهترین کارگردانهای فیلم کشور است و مدام قوانین را زیر پا میگذارد. نادیده گرفتن سانسور البته برای کسانی که در حوزهی فرهنگ فعالیت دارند، و شاید بهویژه فعالان حوزهی فیلم، امروزه دیگر امری عادی شده است، علیرغم آنکه این کار مجازاتهای متفاوتی را در بر دارد.
آنچه گفته شد شاید تصویری از کشوری با صنعت فیلمسازیِ عقبمانده و تحتِ فشار به دست دهد، اما کسی که سینمای ایران را دنبال کرده باشد میداند که موضوع پیچیدهتر است. پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ حمایتهای دولتی و برنامههای توسعهی محلی به تبدیل شدن ایران به یکی از کشورهای مهم فیلمساز کمک کرده است. در عین حال، فیلمها زیر نظرِ نهاد سانسور کشور ـ نهادی که مجوز فیلمبرداری را صادر میکند ـ ملزم به رعایت قوانین سختگیرانه و محافظهکارانه بودهاند. برخی حتی بر این باورند که همین وضعیتِ ضد و نقیض، که در آن حمایت و محدودیتهای شدید همزمان اعمال میشوند، به سینمای ایران رنگوبویی ویژه از لحاظ هنری داده است. بسیاری از مسايلی که نمیتوانند آشکارا گفته شوند ناگزیر از طریق زبانِ نمادین و استعارهها بیان میشوند.
هر کسی که، مثل پناهی، بدون مجوز در ایران فیلمبرداری کند، خطر بازداشت توسط پلیس را، که مرتب هم اتفاق میافتد، به جان میخرد. مصادرهی دوربینها و تجهیزات دیگر یکی از مجازاتهای رایج است و یکی از مؤثرترین روشها برای متوقف ساختن تولید فیلم به شمار میآید. اجارهی گران تجهیزات پس از مصادره نیز باید پرداخت شود، و این بدان معناست که پروژهها حتی وقتی امکان فیلمبرداری ندارند هم از نظر مالی ضربه میخورند.
Bild: Babak Parham, producent och filmskapare.
بابک از ترفندهای گوناگونی نام میبرد که عوامل سینما در ایران، برای ساختن فیلم و تضمین امنیت همه تا حد امکان، به کار گرفته و توسعه دادهاند. او نمیخواهد من بعضی از این ترفندها را بازگویی کنم، چون ممکن است باعث شود دفعهی بعد دیگر کارآمد نباشند. از ترفندهایی که کمتر به چشم میآیند اما مهم هستند، گفتگو دربارهی خطرهای کار و آمادگی است.
بابک با یک تهیهکنندهی محلی، که از سالها پیش با او آشناست، همکاری میکند. او در همهی پروژهها حضور دارد و بخش زیادی از کارهای عملی را مدیریت میکند. نقش خود بابک بیشتر هماهنگکننده است. او عوامل تولید را با هم در ارتباط میگذارد، فیلمنامهها را ارزیابی میکند، روند فیلمبرداری را هدایت میکند و با پخشکنندگان و جشنوارهها در تماس است.
«صبر کن!»
بابک تلفنش را درمیآورد، صفحهی گوشیاش پر از چت با تهیهکنندهی محلی است و فقط گاهی پیامهایی از شمارههای دیگر دیده میشود. او میخندد و میگوید:
«میبینی، با او بیشتر از خانوادهی خودم در ارتباطم.»
چند تن از کارگردانها فیلماولی هستند و اغلب با بازیگران آشنای خود در ارتباط هستند. آنها با اینکه درخواست مجوز برای فیلمبرداری اجباری است اقدام به اینکار نمیکنند. آنها تلاش میکنند فیلمبرداریها را تا حد ممکن در مکانهای دورافتاده انجام دهند.
آنها برای فیلمبرداری Sunshine Express توانستند یک واگن قطار را از جنوب ایران به تهران منتقل کنند و بعد آن را مخفیانه به یک انبار بزرگ در یک منطقهی صنعتی ببرند. در نزدیکی آنجا یک ضبط تلویزیونی در جریان بود و در پوشش آن توانستند بازیگران را بدون جلب توجه دیگران به آنجا ببرند. همهی صحنهها داخل همان واگن فیلمبرداری شد و حتی فیلمنامه هم با این شرایط خاص تطبیق داده شد.
ـ ما هر کاری از دستمان برمیآید انجام میدهیم تا بتوانیم در ایران کار کنیم، با اینکه شرایط واقعاً غیرمنطقی و مسخره است. میشود در یک کافه نشست، مثل من و تو که الان اینجا نشستهایم، اما قوانین متعلق به قرون وسطی هستند و ممکن است آدم را به جرم جادوگری محکوم کنند.
فیلم 1001 Frames بر اساس روایتهای واقعی بازیگران زن در ایران و در پی جنبش میتو ساخته شده است. در این فیلم یک کارگردان مشهور قصد دارد هزار و یک شب را فیلمبرداری کند و برای این کار بیشتر از زنان جوان امتحان بازیگری میگیرد. آسیبپذیری بازیگران خیلی زود آشکار میشود.
«قالب این کار بسیار عملی بود.کل فیلم را میشد در یک استودیو گرفت و برای همین آن دفعه خیلی نگران نداشتن مجوز نبودیم.»
اما فیلمبرداریها همیشه به این آسانی پیش نمیرود. اخیراً بابک ارتباطش را با گروهی از دست داده که در وسط فیلمبرداری یک فیلم با تم الجیبیتیکیو بودند.
«گروههای چت مشترک داشتیم، اما حالا همه از نوشتن دست کشیدهاند. خودم هم جرات نمیکنم به آنها پیام بدهم، چون نمیدانم تلفنها آنها الان دست چه کسی است.»
Bild: Amirali Navaees film Sunshine Express (2025).
حکومت تلاش میکند فیلمهایی را که توقیف نمیشوند کنترل کند و هر جا بتواند خبرچین میکارد. بابک حدس میزند که در آن فیلمبرداری متوقفشده هم همین اتفاق افتاده باشد. مقامها، در عین حال، اغلب برخوردی دوگانه با فیلمهای موفق دارند. وقتی فیلم 1001 Frames بهعنوان بهترین فیلم جشنوارهی تسالونیکی انتخاب شد، رسانههای نزدیک به حکومت مثل Tehran Times این موفقیت را گزارش کردند، بدون اینکه به نداشتن مجوز و یا بیحجابی زنان بازیگر اشاره کنند.
در ایران تحولات مربوط به مجوز با سرعتی بسیار زیاد پیش رفته و به محور اصلی کشمکش بر سر اینکه چه فیلمی میتواند ساخته و نمایش داده شود تبدیل شده است.
«حتی تا شش ماه پیش تقریباً همه به دنبال گرفتن مجوز بودند، حتی برای فیلمهایی که بعداً در خارج از کشور به عنوان غیرقانونی عرضه میشدند. اما حالا خیلیها دیگر این کار را نمیکنند.»
در خارج از کشور انتظارها ممکن است غالباً برعکس باشد. عناصرِ انتقادی از حکومت به حساب نقطهی قوت فیلم گذاشته میشود، در عین حال که همین موضوع ممکن است سازندهی فیلم را مظنون به وفاداری به حکومت کند. اما تشخیص اینکه چه کسی چه جایگاهی دارد، در عمل، معمولاً به این سادگی نیست.
قبلاً بیشتر فیلمسازان ایرانی برای اینکه بتوانند فیلمهایشان را از تلویزیون و سینمای ایران پخش کنند مجبور بودند مصالحه کنند و زیر بار قواعد سانسور بروند. اما حالا تعدادِ تماشاگران سینما در ایران، همانند بخشهای بزرگی از جهان، کاهش یافته. عرضهی سرویسهای استریم نیز بهشدت افزایش پیدا کرده و امکان دسترسی به مخاطب داخلی از طریق پلتفرمهای خارجی و تأمین مالی فیلم از این راه فراهم شده. در پیِ این روند، بسیاری به این نتیجه رسیدهاند که منطقیتر است فیلمها را، بدون محدودیتهایی که گرفتن مجوز به همراه دارد، همانطوری که خودشان از اول میخواستهاند بسازند. این روند به این معناست که موج تازهی فیلمسازیِ غیرقانونی فقط به فیلمهای مستقلِ کوچک محدود نمیشود.
«درست است که خیلیها میخواهند با فیلمهایشان اعتراض کنند و بعضیها فقط میخواهند فیلم بسازند. اما چون حکومت همهی شئونات زندگی را قبضه کرده و میخواهد همهچیز را کنترل کند، ساختن یک فیلم بدون مجوز تقریباً بهطور خودکار به کنشی انتقادی علیه حکومت تبدیل میشود.»
امور مربوط به حجاب اجباری هم به همین شکل دارد از دست حکومت در میرود. یکی از چیزهایی که واکنش خیلیها را پس از دیدن فیلم یک تصادف ساده برانگیخت، آزادانه نشان دادن زنانِ بیحجاب، حتی در صحنههایی بیرون از خانه، بود. در این مورد اما این فیلم اولین و حتی پیگیرترین فیلم نبود. در فیلمهایی که بابک تهیه میکند، و در آثار مستقل مشابه، تعداد زنانی که موهایشان را میپوشانند اندک هستند.
«این یک دادوستد است. خیلی از فیلمسازان جوان فیلمسازی را از پناهی و دیگر فیلمسازان قدیمی، که فیلمهای بسیار خوبی ساختهاند، یاد گرفتهاند. اما قدیمیها نتوانستهاند یا جرأت نکردهاند از اجبارِ حجاب عبور کنند. حالا بزرگترها هم از جوانترها الهام گرفتهاند و جرأت میکنند فیلمهایی با بازیگران زن بیحجاب بسازند.»
جعفر پناهی گفته است که با وجودِ حکم زندانی که در انتظارش است به ایران باز خواهد گشت.
بابک، که اعضای خانوادهاش هم در سوئد و هم در ایران هستند، از پیش از آغاز اعتراضات گسترده در سال ۲۰۲۲، به ایران نرفته است. اما او چند پروژه در دست دارد و قصد دارد آنها را، مثل گذشته، به سرانجام برساند.
«در ایران هیچوقت نمیشود با قطعیت حرفی زد. سرعت تغییرات خیلی بالاست. آنچه که امروز جواب میدهد ممکن است فردا ناگهان مجازات حکم اعدام در برداشته باشد.»
____________________
پس از انجام این مصاحبه، بار دیگر اعتراضهای گستردهای سراسر ایران را فرا گرفت. تظاهرات نخست عمدتاً علیه وضعیت اقتصادی بود، اما بهتدریج هرچه بیشتر متوجه حاکمیت نیز شد.
Lars Lovén • 2026-01-08 Lars Lovén är chefredaktör och ansvarig utgivare för Lyktan.
Vera Stremkovskaya • 2026-05-11
I en rättssal i Belarus frågade advokaten var de fyrtio flaskorna konjak hade tagit vägen. En helt berättigad fråga, som kostade Vera Stremkovskaja hennes bil, pengar och till sist drev henne från landet.
Läs mer →
Hêlan Çiya • 2026-04-26
Modersmålet är inte bara en fristad eller ett hem, utan kan också bli en börda i exil. Fristadsförfattaren Hêlan Çiya skriver om hur språket påverkar hennes liv och skrivande i Sverige.
Läs mer →
Carlos Rojas • 2026-04-15
Ordet ”flerspråkighet” kan verka som en neutral beskrivning, men ofta används det på ett annat sätt. Skolforskaren Carlos Rojas skriver om hur ett kodspråk utvecklats där ordet inte längre handlar om språkkunskaper.
Läs mer →